عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )

41

الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )

اين سخنها . در اين هنگام ، « جريح » به حضرت على عليه الصلاة و السلام نگاه كرد و شمشير بركشيدهء آنحضرت را در دستش ديد ، ترسيد و پا به فرار گذارد . به طرف درخت خرمايى كه در « دار المشربه » بود ، دويد و از آن بالا رفت . هنگامى كه حضرت ، وارد دار المشربه گرديدند ، باد جامه‌هاى « جريح » را به يكسو برد و آشكار گرديد كه وى خواجه است . آنگاه حضرت به وى فرمودند : پايين بيا كه در امان هستى . پس « جريح » پايين آمد . حضرت على عليه الصلاة و السلام ، خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم

--> - « همانا آنان كه به شما بهتان بسته‌اند ، مپنداريد كه كارشان موجب شرّى برايتان خواهد بود . . . » همچنين در تفسير وى ( صفحهء 640 ) از حضرت امام صادق عليه الصلاة و السلام آمده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم از دروغ بودن خبر اطلاع داشتند و امّا مىخواستند كه « جريح » را از كشته شدن نجات داده ، باعث پشيمانى آن زن از گناه خود ، گردند . « ابن ابى الحديد » در شرح نهج البلاغه . ج 2 . ص 457 . مىگويد : « عايشه » نسبت به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم جسور بود و از جمله بىادبيهاى او دربارهء « ماريه » بود . او به يكى از زنان پيامبر ، پنهانى داستان را گفت و با يكديگر همدست شدند و به همين دليل آيهء شريفه « افك » در قرآن در بارهء آن دو نازل شد . اين آيه كه در جنگها خوانده مىشود ، متضمن وعيد سختى است كه بعد از تصريح به وقوع گناه مىباشد . هر چند كه اين مطلب ، علّت حقيقى نزول آيهء شريفهء فوق مىباشد ، امّا كينه‌ها و دشمنيها آن را مخفى داشته است . محدثان و مفسّران اهل سنّت . در ماجراى نزول آيهء شريفه « افك » رواياتى كه « عائشه » و آن ديگرى را تبرئه مىكند ، آورده‌اند . از جمله ، « بخارى » در صحيح خود ، ج 3 . ص 33 . و « مسلم » در صحيح . ج 2 . ص 455 . و « خازن » در تفسير . ج 3 . ص 46 و « بغوى » در حاشيه . و « ابن جرير طبرى » در تفسير . ج 3 . ص 67 . كه مستند به « عروة بن زبير » و « عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عتبه بن مسعود علقمه بن وقاص » از « عائشه » آن را نقل كردند . مرجع تمام احاديث اهل سنّت در اين مورد ، « عائشه » است و تمام سعى ، در جهت پاك نشان دادن وى مىباشد ؛ همان كه جنگ « جمل » را به پا كرد و به « صاحبة الجمل » معروف است . و من نمىدانم مسلمين چگونه از نقل اين ماجرا كه پيرامون آزردن حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلم توسط اين عدّه مىباشد ، خوددارى ورزيده ، آن را مسكوت گذارده‌اند . زيرا با توجه به مقام سرشار از قداست آن حضرت ، داستان ساختگى آنان محال است . سرانجام براى رسوايى شايعه‌سازان آيه‌اى نازل گرديد و آنچه « عائشه » ساخته است ، توسط هيچ يك از مسلمانان ، جز پدرش ، روايت نشده است و تنها همين پدر و دختر به نقل اين داستان پرداخته‌اند . با آن كه مسلمين نسبت به نگاشتن تمامى مطالب - حتّى آنها كه فاقد اهميّت بوده است - علاقه داشته‌اند ، آيا مىتوان -